خرید بک لینک

یه جمله‌ای خوندم که گفته بود: "به خیر آدم‌ها مشتاق‌تر از خودشون نباشید".
یعنی برای کمک‌کردن به آدمی که هنوز ازت کمک نخواسته پیش‌قدم نشو، که واقعاً درسته. حاصل‌ی خوبی نداره و لطف تو بی‌ارزشه.
به نظرم دو حالت پیش میاد؛ یا لطفت می‌شه وظیفه‌ت و بی‌ارزش تلقی می‌شه، یا در نهایت بهت می‌گن بیجا کردی کمک کردی، مگه من خواستم؟
فکر کنم واسه من خیلی تلنگر خوبی بود چون همیشه مثل نخود هر آش می‌پرم وسط و فردین‌بازی در میارم.‌
پس منِ عزیز، صبر کن ازت طلب کمک شه، بعد کمک کن.

برچسب: نویسنده: آروین ابراهیمی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 15:36

دوباره وارد فاز افتادگی شدم، امروز مجدد مصرف سرترالین رو ابتدا کردم. به‌سختی از تخت کنده شدم و تا یه قهوه آماده کردم، ساعت سه بعدازظهر شده بود. یعنی الآن.گلبانگ شجریان داره پلی می‌شه، کولر روشنه و روی کاناپهٔ جلوی پنجره لمیدم و سیگار گیروندم. به رضا گفتم خوب نیستم و قهوه‌مو بزنم کمی بالا بیام بعد پیام می‌دم، یعنی پیام نده، یعنی نپرس ناهار چی داری، یعنی نپرس چه خبر، برنامهٔ در زمان حاضرت چیه، یعنی نباش تا بالا بیام کمی.زر داره فرت و فرت ویدیو تخمی می‌فرسته و‌ نوشته «تو رو خدا کامنت»، یعنی قراره یادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین ابراهیمی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 15:36

من هنوز با دیدن ویدیو تک‌تک بچه‌ها گریه می‌کنم. هنوز بابت زنده موندن ازشون خجالت می‌کشم. روزای تلخیه و من حالم چندان خوب نیست. یادم باشه بیست و هشتم به روان‌پزشکم بگم که فاصلهٔ پنیک‌اتک‌هام کوتاه شده و دیگه توی مکان‌های عمومی هم پنیک می‌شم و خیلی شرایط دشواریه. پشت فرمون، توی مطب، توی باشگاه... .در زمان حاضر مامان وسط مکالمه هی دعای خیر کرد برام. خواستم بگم مادر چرا دعاهات مستجاب نمی‌شه پس؟ چرا بدرفهٔ راهم نیست؟ چرا از این کابوس کَنده نمی‌شیم؟ ولی از نحوهٔ نگهداری گل حرف زدم و اتو زدن لباس و کارادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین ابراهیمی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 15:36

یه جملهای خوندم که گفته بود: "به خیر آدمها مشتاقتر از خودشون نباشید".یعنی برای کمککردن به آدمی که هنوز ازت کمک نخواسته پیشقدم نشو، که واقعاً درسته. نتیجهی خوبی نداره و لطف تو بیارزشه.به نظرم دو حالت پیش میاد؛ یا لطفت میشه وظیفهت و بیارزش تلقی میشه، یا در نهایت بهت میگن بیجا کردی کمک کردی، مگه من خواستم؟فکر کنم واسه من خیلی تلنگر خوبی بود چون همیشه مثل نخود هر آش میپرم وسط و فردینبازی در میارم.پس منِ عزیز، صبر کن ازت طلب کمک شه، بعد کمک کن. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 2 آذر 1402 ساعت: 11:07

این عنوان باشه، تا بعد یه جملهای، تکسرفهای، اِهِنی، تُلُپی جاش بنویسم.

برچسب: نویسنده: آروین ابراهیمی تاريخ: دوشنبه 10 مهر 1402 ساعت: 15:06

تو میتونی. این خط، اینم نشون. /-

برچسب: نویسنده: آروین ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 5:58

چی باید بگم از غم و درد ابن روزا؟

وای که هیچ خوب نیستم. خواهر و برادرام رو دارنیکی یکی میکشن. آخ از اینهمه خشم و رنج نمیترکم یعنی؟

یعنی تهش چی میشه؟

برچسب: نویسنده: آروین ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 5:58

واقعاً عاشق این لِوِل از پختگیام که بتونم همیشه همینقدر بدون تعلق و منطقی باشم. امیدوارم این دستاورد جدیدم باشه توی این سن و زین پس هرچی به جلو برم منطقیتر هم باشم.

به این معنی که چیزی/شخصی نقطهی ثقلم نباشه و با همهی شرایطها کنار بیام. با بود و نبودش.

برچسب: نویسنده: آروین ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 5:58

دیدی سوجی؟دیدی امروز چقد حالت بهتر بود؟ دیدی گفتم تو میتونی از این مرحله هم عبور کنی؟ فردا روز خیلی خیلی بهتریه خودتم میدونی. میدونی که دیگه به خودت مسلط شدی و هر روز بهتر میشی. امسال همون سالیه که تو قراره از زخم خوردن نترسی و بذاری مراحل رنج، به طور طبیعی طی بشه و بعد دست خودتو بگیری و بلند شی. سوجی تو تازه فهمیدی که چقدر میتونی بااراده باشی. اینو امشب دلبرم بهت گفت. تحسینت کرد بابت ارادهت. قدر خودتو بدون دختر! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین ابراهیمی تاريخ: شنبه 18 تير 1401 ساعت: 10:35

 ریدم تو دستتون با این نا.خنای تخمیای که کا.شت میکنید و دستاتون میشه عین پای مرغ. آخه انقد کج سلیقه و خز و خیل؟ واقعاً قشنگه به نظرتون؟ دست هرکیو میبینم نا.خنای تخمی و کاشت شده واقعاً انم میگیره. 

همچنین ریدم تو  مغز و سلیقهتون. ممنونم.

برچسب: نویسنده: آروین ابراهیمی تاريخ: شنبه 18 تير 1401 ساعت: 10:35

اونقدر یه عمر در حال درس خوندن و برنامهریزی واسه وقتم بودم که دچار یه نوع وسواس و خودآزاری شدم به این صورت که اگه یه روزی مثل امروز وقتمو به بطالت بگذرونم و مطالعهای نکنم یا فعالیت مثبتی انجام ندم اونوقت اینطوری آخر شبش اعصابم به هم بریزه. الآن مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین ابراهیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:33

امروز به خودم هدیه دادم و نسخهی فیزیکی آلبوم "با.منبخو.ان" استاد قر.بانی رو پیش خرید کردم. به پاس دوست داشتن خودم. ❤

برچسب: نویسنده: آروین ابراهیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:33

درست ساعت چهار صبح بیدار شدم. حالا ساعت شش و سی و سه دقیقه ست. اما من چهار صبح بیدار شدم. تلاش کردم بخوابم. نشد. بعد دیدم چرا اصرار کنم لابد بدنم به خواب احتیاج نداره. به دلبر پیام دادم. باهاش کمی درد دل کردم. بعد کتری رو آب کردم بار گذاشتم. خیلی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین ابراهیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:33

این هم شرافت جون. پروندهی عمرش به همین زودی و مسخرگی بسته شد. توسط یه ویروس زپرتی کوید.

فعلن در مرحلهی انکارم. نمیتونم باور کنم.

برچسب: نویسنده: آروین ابراهیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:33

شبت بخیر ای عشقی که ما را بزرگ میکنی! +امروز میای... ای جان...

برچسب: نویسنده: آروین ابراهیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:33

صفحه بندی